وقايع

سمينار سينمايي در دانشگاه علوم پزشكي بابل، مازندران، 15-18 ارديبهشت 1380

 

در زمستان سال 1370 آقاي تويسركاني و من از سوي معاونت دانشجويي.فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي بابل دعوت شديم تا سميناري همانند آن كه آقاي قصاع و آقاي تويسركاني سال قبل از آن برگزار كرده بودند، آماده كنيم.

موضوع سمينار ما "بررسي فمينيسم و شخصيت زن در سينماي روز غرب" بود، و فيلم‌هاي اژدهاقلبDragonHeart ، برخورد عميق Deep Impact، و بيگانگان Aliens را نشان داديم كه به ترتيب نمادي از نقش و توانايي‌هاي زنان در جوامع قرون‌وسطايي، مشكلات زنان در جهان حرفه‌اي مدرن، و زنان در آيندة دور مي‌باشند.

سمينار با موفقيت زيادي مواجه شد، كه مي‌توان مقدار توجه جلب شده را از طريق تعداد شركت‌كنندگان (كمتر از بيست نفر در روز اول تا سالن پر در روز آخر) سنجيد.

در انتهاي سمينار، اشاره‌هاي مبني بر برگزاري سمينارهاي مشابه توسط انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه‌هاي ديگر انجام شد، اما متاسفانه فرصتي براي اين كار پيش نيامد.

 

 

خانمي كه در عكس دست‌جمعي در جلوي من ايستاده است مادرم خانم اريكا ورزي مي‌باشد، كه بزرگترين مشوق من است و در تمام برنامه‌هاي فرهنگي من را همراهي مي‌كند.

                 

 

 

نخستين جشنوارة كتاب كودك و نوجوان ايران، كرمان،  18 تا 24 اسفندماه 1383

فكر مي‌كنم پاييز 1383 بود كه آقاي ابراهيمي الوند در حضور من اشاره‌اي به جشنوارة كرمان كرد و از من پرسيد چرا مقاله‌اي ارائه نداده‌ام. آقاي ابراهيمي جواب نه قبول نمي‌كنند، و من سه روزه مقاله‌اي تحت عنوان " نقدي كلي بر طبقه‌بندي ادبيات كودك و نوجوان" نوشتم و قبل از اتمام مهلت تحويل مسئولين دادم. اصلا ديگر درباره‌اش فكر نكردم تا آن كه آقاي ابراهيمي از من خواست به عنوان مترجم گروه ميهمانان خارجي جشنواره را همراهي كنم. در آن زمان شنيدم كه مقاله‌ام در ميان 50 مقالة قبول شده براي جشنواره است. البته باز كسي به من چيزي دربارة سخنراني نگفت تا دو ساعت مانده به افتتاحية جشنواره... باز به خير گذشت.

 

 

ميهمان خارجي جشنواره خانم دنا ناپولي Donna Napoli بود و همسرش، خانم مگان سيرز Meghan Sayres (هر سه از آمريكا)، خانم جميله گوين Jamilah Gavin از انگلستان، و البته ميهمان بسيار گرانقدر و سخنگوي افتتاحية جشنواره، نويسنده و محقق سختي كشيدة فلسظيني خانم دكتر سونيا نيمر. هر چهار خانم نسبت به اين نويسندة ناشي بسيار لطف داشتند، و من را به نوشتن داستان‌هايي كه در سر دارم تشويق كردند.

 

متاسفانه دربارة تكرار جشنواره صحبتي نشده است، و حتي وب‌سايت جشنوارة كرمان منحل شده است. از چاپ مقاله‌ها هم انگار خبري نيست...