كاتارينا ورزي
مترجم محقق نويسنده
تازهها: دیماه 1388
یک سال گذشت...
دستکم در کتابها و فیلمها و سریالها چنین
مینویسند.
اما برای من بیشتر از یک سال بود.
شاید مهمترین واقعه شخصی برای من
بدنیا آمدن برادرزاده عزیزم آرمان ورزی در تاریخ 20 آذز 1387
بود. آرمان نور خانه ما و دلخوشی ما است، و همچنین دردی از نو
که پدرم هرگز او را ندید، و او نیز از حضور یکی از
پدربزرگهایش بیدریغ ماند، گرچه پدربزرگ دیگرش از هیچ
نظر کوتاهی نمی کند.

تولد یکسالگی آرمان
عید سال 1388 در خاندان ورزی به همراه سوگ و
عزاداری بود، زیرا عمویم آقای محمود ورزی و عمهام
خانم کبری (فخری) ورزی هر دو در زمستان 1387پس از بیماری
طولانی درگذشتند. برای فرزندان و نوههای آنها و نیز زنعموی
گرامیم آرزوی صبر و طاقت دارم.
از نظر شغلی باید بگویم که جلسات کارگروه
ادبیات علمیتخیلی و فانتزی در انجمن نویسندگان کودک
و نوجوان با استقبال بسیار روبرو شد و تا بهار
1388 ادامه داشت، اما در تابستان و پاییز به دلایل مختلف در
آنها وقفه ایجاد شد. اکنون این کارگروه پروژههای دیگری
را نیز در پیش گرفته است، و جلسات سهشنبهها هم قرار است با همکاری
اعضای محترم آکادمی فانتزی
احیا شوند.
من در این فاصله تعدادی مقاله و سخنرانی
ارائه دادم که همگی در اختیار جناب آقای اقبالزاده میباشند.
خودم در این فاصله از ترجمه به تالیف روی
آوردم و اکنون مشغول نوشتن یک مجموعه چند جلدی فانتزی کودک و
نوجوان هستم که انتشارات محترم قدیانی آن را در دست بررسی دارد
و به امید خدا بعد اتمام نگارش تمامی کتابها، مجموعه منتشر خواهد شد.
در عین حال، من هنوز به دنبال ناشر برای چهار
داستان ماجراهای لیلا در گروه سنی کودک، و نیز
برای ترجمه کتاب سرزمینهای خیالی اثر لین
کارتر میباشم.
امیدوارم که این بار اطلاعرسانی را با
سرعت بیشتتری انجام دهم.
معرفي آثار
ترجمهاي مقالهها
آثار
تاليفي
وقايع گالري عكسها سايتهاي جالب
نظرات شما خبرهای قبلی